روزی در جمهوري دموکراتيک آلمان سابق يک کارگر آلماني کاري در سيبري پيدا مي کند. او که مي داند سانسورچي ها همه نامه ها را مي خوانند، به دوستان اش مي گويد «بياييد يک رمز تعيين کنيم؛ اگر نامه يي که از طرف من دريافت مي کنيد با مرکب آبي معمولي نوشته شده باشد، بدانيد هر چه نوشته ام درست است. اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است.» يک ماه بعد دوستان اش اولين نامه را دريافت مي کنند که در آن با مرکب آبي نوشته شده است:«اينجا همه چيز عالي است؛ مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمان ها بزرگ و گرم و نرم، سينماها فيلم هاي غربي نمايش مي دهند و تا بخواهي دختران زيباي مشتاق دوستي- تنها چيزي که نمي توان پيدا کرد مرکب قرمز است.»
باحال ترین حکومت دنیا را داریم. چرا؟ برای اینکه خبرنگاران را سوپریز کنند،ایران را تبدیل کردند به بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان.اما ما رک و پوست کنده می گوییم: روزتان مبارک همکاران عزیزی که در زندانید...
نمی دونم چه کسی این رو نوشته اما می دانم شاهکار است.
محمد علی ابطحی عزیز فکرشو نکن رفیق.به این فکر کن که اتفاقا خوب شد زندان رفتی چون یک عالمه وزن کم کردی و اومدی روی فرم.اگر زندان نمی رفتی باید یک عالمه ورزش می کردی و با این همه گرفتاری که تو داشتی کو وقت برای ورزش؟ ما همچنان دوستت داریم و آنها بیش از پیش رسوا و بی آبرویند.
***وای به روزی که دزد از صاحب خانه شکایت کند،قاتل از مقتول شاکی باشد، گلوله اولین و آخرین گزینه باشد،زندان خانه اول باشد.وای به روزی که شکنجه تخصص محسوب شود و برای اعتراف گیری اضافه کاری بدهند.وای اگر لباش شخصی بودن شغل خوانده شود.وال به کسی که حسین شریعتمداری پدرش باشد و فاطمه رجوی مادرش و احمدی نژاد الگویش.به قول بهمن قبادی:وای بر من.وای بر ما
***دموکراسی یعنی اینکه آیت الله جنتی وبشو برای ملت روشن کنه!
***این روزها ما خبرنگارها و سرکوب گران و معترضین مثل همیم.لحظه به لحظه باید مراقب اوضاع باشیم!
فوری: دکتر حسن شیخ آقایی،روزنامه نگار ،نویسنده و فعال سیاسی مهابادی لحظاتی پیش در مهاباد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.در تماسی که با خانواده وی داشتم،این خبر را تایید کردند و افزودند که دلیل بازداشت وی هنوز مشخص نیست.دکتر شیخ آقایی با بسیاری از نشریات مناطق کردنشین سابقه همکاری داشته است و از فعالین سیاسی سرشناس کردستان ایران بحساب می آید.
هو الحق
رياست محترم سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
جناب آقاي احمد نوريان
با سلام و احترام
طي چند ماه گذشته سعي نموديم مصمم و دور از احساسات، كوششمان را همچون گذشته در خدمت عرصه اطلاعرساني و اهداف و ماموريتهاي موسسه شهر ارايه و قرار دهيم. ليكن تغيير سياستهاي ناشي از برنامههاي در پيشگرفته شده و رويكرد غالب مبني بر حذف تيم حرفهاي پايگاه اطلاع رساني و عدم شفاف سازي برنامههاي آتي موجب ابهاماتي شد كه برخوردهاي شخصي را به همراه داشت.
در تمامي اين مدت همواره ضمن برخوردهاي غير شفاف در مذاكرات حضوري با مديرعامل موسسه در عمل نيز اقداماتي خارج از چار چوب قراردادي و عرفي و سازماني صورت پذيرفته است . از جمله دخالت افراد غير مسوول در مباحث خبري، ايجاد جابهجاييها و تغييرات پيدرپي در حوزه سردبيري، تاخير بدون دليل در امور اداري و مالي؛ مذاكرات مداوم افراد غير مسوول با پرسنل تحريريه، خودداري از اعلام و ابلاغ نحوه اعمال مديريت در حوزه خبري كه نهايتا" منجر به برخورد سليقهاي مالي و اداري اين موسسه و اخراج در حين قرارداد يكي از دبيران اين پايگاه خبري شد. اخراج به دليل گفتگو با حضرتعالي در خصوص مسائل جاري اين موسسه.
در هر حال اكنون كه بنا بر رفتار و پيگيريهاي صورت نگرفته جنابعالي راهي به جز اعتصاب و اعتراض گروهي براي اين تحريريه باقي نمانده است. حسب احساس مسئوليت كاري، لازم ميدانيم نكاتي را در اين اقدام كه ممكن است از نظر جنابعالي و احيانا" ساير همكاران برنامهريز و طراح مجموعه مخفي مانده باشد متذكر شويم.
گرچه در حال حاضر و با سياستهاي اتخاذ شده از سوي آن سازمان نتيجه عملي را از آن انتظار نميتوان داشت.
1- اتخاذ سياستهاي مد نظر طي چند ماه اخير و اقدامات انجام شده هرچند هم كه با توجيهات و زمينه سازيهاي ظاهرا" منطقي در موسسه دنبال شده است. اما مسلما" ميبايست در كنار توجه به نتايج و تبعات آنها ارزيابي شود. گرچه شايد هنوز زمان كافي براي تحليل آنها سپري نشده است.
اما حداقل ضرورت دارد تا با تاثيرات مشهود مربوطه از جمله هزينههاي پنهان و پيدا آنها و تاثير مستقيم در نخستين اهداف مطلوب توجه شود.
2- عدم توجه به ارزشمندي منابع انساني سازمان، عدم اعتماد و اعتبار بخشي به تجربيات موجود در عمل، وجود چند پارچگي و گسستگي و چند دستگي امور و عوامل مديريتي، فقدان فرماندهي توانمند، تكنيك در اصول و ضوابط سازماني، هرج و مرج در به كارگيري نيروهاي لازم، بكارگيري نيروهاي كم تجربه و نامتناسب و از همه مهمتر وجود نگرش مداخله گرانه و غير كارشناسي و تصميمات شتابزده حاكي از آن است كه حتي تحقق هدفهاي جاري و روزمره اين موسسه نيز با دشواري مواجه خواهد شد و برطرف سازي آنها و به سامان رساندن امر قطعا ناخدايان ماهري را ميطلبد.
در هر صورت تاكيد به اين نكته را لازم ميدانيم كه فراهم نبودن امكان تداوم همكاري در وضعيت جديد در حوزه خبري اين موسسه و عدم علاقهمندي جنابعالي به بهبود اين وضعيت به هيچ عنوان نبايد عدم توانايي اين تيم خبري تلقي گردد. چرا كه در يك نگاه اجمالي مي توان اخبار توليد شده در اين پايگاه خبري را براي اولين بار در روزنامه هاي كثيرالنتشار مشاهده كرد .
از اين رو ما امضا كنندگان ذيل ضمن اداي احترام ، خواهان بازگشت همكار اخراج شده و نيز تمديد قرار دادهاي كاري ،مشخص شدن نحوه پرداخت حقوق ومزايا و بهبود اوضاع نابسامان مديريتي اين موسسه هستيم .و تا نرسيدن به اين مهم دست از اعتصاب خبري و اعتراض بر نخواهيم داشت .اميد است تا با هوش و درايت حضرتعالي اين مهم نيز ختم به خير شود .
زهرا ملكي (دبير تحريريه )
مريم خورسند(دبير اجتماعي )
مونا قاسميان (خبرنگار)
سلميان محمدي (خبرنگار)
حميد رضا ابراهيم زاده(خبرنگار)
حميد جعفري (خبرنگار)
سحر افاضلي(خبرنگار)
زهره نيلي(خبرنگار)
ايليا جزايري(خبرنگار)
رو نوشت :
- انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
- اعضاي محترم شوراي شهر تهران
- شهردار محترم تهران
- سخنگوي شهرداري تهران
- مدير عامل موسسه شهر
پروژه اعتراف گیری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران ادامه دارد.آیت الله جنتی هم از ادامه پروژه خبر می دهد.صدا و سیما هم آماده اطلاع رسانی است."برادر حسین" ها هم سرشلوغند.کودتاچی ها همه در کارند.ما هم بیکار ننشینیم.کمپین اعتراف گیری از خودمان را شروع می کنیم: یک،دو ، سه! هر شهروند،یک اعتراف. لطفا به میل خودتان،اعتراف کنید.از یک جمله تا یک مقاله! مجموعه اعترافات را برای رسانه ها خبری می فرستیم.برای نهادهای حقوق بشری.برای مسئولین اتحادیه اروپا.برای همه.این یک کمپین نمادین است.در حمایت از روزنامه نگاران و فعالان زندانی.در اعتراض به لگد مال کردن کرامت انسانی در ایران و زندانهای ایران. شروع کنیم: من اعتراف می کنم...
